مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1155

طب اكبرى ( فارسى )

جرب ، دو گونه است : يكى آنكه خشك بود و خشك‌ريشه گردد . دوم ، آنكه تر باشد و ريم و زرداب از آن برآيد . و گاه باشد كه از جرب‌تر ، خون سياه سايل شود و گاه باشد كه در آن حيوان متولّد شود مشابه بيضهء مورچه كه آن را صيبان نامند . و بثور جرب‌تر [ به ] حسب كثرت و قلت و حدت ماده ، مختلفه الصور و الاعراض مىباشد ؛ مثلا آنجا كه صفرا حادّ غالب بود ، بثور نيز سرخ‌رنگ و با درد و خارش شديد باشد و آنجا كه سودا بيشتر بود ، وجع كمتر بود و بيخ بثور ، سياه نمايد . و اين جرب ، ديرپا و بطى البرء است . و آنجا كه بلغم افزون‌تر ، باشد بثور سپيد رنگ و منبسط و آب‌ناك باشد امّا جرب خشك از مادهء غليظه و خشك خيزد . علاج : اگر جرب خشك بود ، به آب گرم استحمام فرمايند و آرد نخود به آب چغندر سرشته بر بدن مالند و به آب گرم غسل دهند و هرچه خشكى افزايد منع نمايند و بعد [ از ] حصول تليين و ترطيب در ماده ، ماء الجبن دهند تا به اسهال برون آرد و اگر دانند فصد كنند و تنقيهء به كرّات بايد كرد و فيما بين مسهلات از ترطيب غافل نبايد بود . و پس از تنقيهء تام ، ادويهء طلا به كار برند و اين دوا نفع دارد : تخم ريواج و مغز زردآلو تلخ ، هر يك ده درم ؛ سيماب كشته و نمك ، هريك يك درم ، هرچه كوفتنى است بكوبند و جمله [ را ] به سركه تر سازند و به جغرات و كنجد آس كرده [ يعنى آسياب كرده ] بسرشند و اندر حمّام بمالند سه روز متواليه و غسل كنند . اگر جرب‌تر بود ، فصد كنند و بعده [ يعنى پس از آن ] به حسب غلبه هر خلط مسهل دهند ؛ مثلا اگر صفراى غالب بود ، مطبوخ هليلهء زرد و سياه و شاه‌تره و ماميران و افسنتين دهند و اين مطبوخ ، اصناف مواد جرب را برمىآرد . و سفوف هليله و حب بنفشه و مطبوخ خيارشنبر مناسب است . و نقيع صبر « 1 » ، جرب كهنه را مستاصل سازد . و اگر سودا غالب بود ، به مطبوخ افتيمون و امثال آن مستفرغ سازند . و اگر بلغم افزون بود ، به حبى كه از صبر و تربد و غاريقون و شحم حنظل ساخته باشند بدن [ را ] پاك نمايند و پس از تنقيه ، مرداسنگ كه برگ حنا و شحم حنظل و اقليماى نقره و آرد عدس مقشر و سيماب

--> ( 1 ) . طريق او آن است كه يك درم يا يك مثقال صبر در آب فقط يا در آب كاسنى يا در آب تمر هندى بخيسانند يك شبانه‌روز و بامداد آب صافى كرده بدهند همين‌سان تا سه روز بدهند و سه روز ديگر ندهند تا سه روز ديگر بدهند و سه روز نه و باز سه روز ديگر بدهند تا [ در ] مجموع ، نه درم يا نه مثقال صبر داده شود .